حسين مروج

448

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

جنگ است . موارد استعمال : پس از موادعه مهاجمان دشمن با مجازات محارب كيفر داده مىشوند . طلبة الطلبه ، كتاب سرقت المواضع المنتابة - جاهايى كه مردم به نوبت وارد و خارج مىشوند مانند حمامها و غيره . حديقهء حاشيه ؛ شرح لمعه ، موارد استعمال : سرقت از مواضع منتابه موجب قطع نمىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود المواضعة - با كسى شرطبندى كردن . در فقه ، بيعى را گويند كه در آن شرط شود كه فروشنده جنس را زير قيمت بفروشد . موارد استعمال : در بيع المواضعه علم خريدار و فروشنده به مقدار ثمن و مقدار نقيصه شرط است . شرح لمعه ، كتاب متاجر المواظبة - مداومت بر كارى و غفلت نكردن از آن . مجمع البحرين موارد استعمال : كسى كه بر اذان گفتن مواظبت دارد بر ديگران مقدم است . شرح لمعه ، كتاب صلات الموافات - ملاقات ، آمدن . موارد استعمال : در حديث است كه حاجى خطاب به حجر مىگويد به موافات اين جانب شهادت بده . مجمع البحرين المواقعة - با كسى جنگ كردن . در عرف فقيهان ، مقصود از آن جماع است . موارد استعمال : مردى كه با زنش در حال احرام مواقعه كرده باشد بايد كفاره بپردازد . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 213 المواقف - كسى كه مشغول جنگ با دشمن است . مجمع البحرين موارد استعمال : مواقفى كه وضو ندارد و قادر به پايين آمدن نيست از نمد و سرج اسب تيمم مىكند . التهذيب ، ج 1 ، ص 189 الموالاة - همديگر را دوست داشتن . معجم لغة الفقهاء در عرف فقيهان ، 1 ) متابعت بين افعال و اركان عبادت است . موارد استعمال : موالات در وضو واجب است . شرح لمعه ، كتاب طهارت 2 ) عقدى است كه تازه مسلمان بىياور با مسلمان ديگر مىبندد مبنى بر اين‌كه در مقابل پرداخت ديهء جنايت از او ارث ببرد . موارد استعمال : موالات با توجه به نصوص و احاديث شرعى است . طلبة الطلبه ، كتاب ولاء الموت - خارج شدن روح از بدن در زمانى كه بدن صالح به بقاء روح در آن نباشد . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : با موت مديون ديون وعده‌دار حال و نقد مىشود . شرح لمعه ، كتاب دين الموت من قبل اللّه - مرگ طبيعى و عادى . موارد استعمال : در صورتى كه دو نفر باهم با موت من قبل الله بميرند از همديگر ارث نمىبرند . شرح لمعه ، كتاب ارث الموزون - داراى وزن و سنجيده شده . در عرف فقها ، جنسى را گويند كه خريد و فروش آن با وزن انجام مىشود . موارد استعمال : خريد و فروش جنس